شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

ديباچه 90

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

و اندرز ايرانى و دستور كشوردارى بسيار سودمند است . همچنين غرر اخبار ملوك الفرس و سيرهم و آدابهم و حكمهم از حسين بن محمد مرغنى غورستانى كه در روزگار مامون خوارزم شاه ميزيسته است بنام ابو المظفر نصر بن ناصر الدين ابى منصور سبكتگين درگذشتهء 412 گويا ساختهء 408 تا 412 كه در آن سرگذشت پادشاهان ايرانى از كيومرث تا يزدگرد شهريار و فرمانروايان مصر و اسرائيل و عرب و روم و هند و ترك و چين و اسلام آمده و بخش ايران را زوتنبرگ با ترجمهء فرانسوى در پاريس در 1900 چاپ كرده است . در آن سخنان اسكندر و سرگذشت او هم هست . ( يادداشتهاى قزوينى 2 : 46 ) نيز تاريخ گمنام ايران از دانشمندى عراقى در سال 531 ( ص 44 نسخهء شمارهء 30 اشپرنگر ) كه نلد كه و تقىزاده از آن بهره بردند . در آن نكته‌هائى هم دربارهء كتابهاى آسمانى يهود هست و از « كتب الصورة ، تورية الصورة » ، و كتاب « ديثموتقى » و « حسبين علم » يا « حساب العالم » يا « خرانيقون » ياد شده است . ( فهرست برلين ش 9434 ) . در سدهء سوم ابو عيسى احمد ابن المنجم تبرستانى « بيان تاريخ سنى العالم على سبيل الحجة و البرهان » ساخته و در آن بروش سالشمارى يا كرونوگرافى از ناموران جهان ياد كرده و در نگارش آن از سرچشمه‌هاى ايرانى و يونانى و سريانى و مسيحى و همچنين از تاريخ فرفوريوس بهره برده است . ابو الفداء در المختصر فى تاريخ افراد البشر بندى از آن آورده است . پاره‌اى از آن را هم در مختصر صوان الحكمة سجستانى ( ص 92 - 97 بند 13 - 17 ) مىبينيم . ابن نديم در فهرست ( 144 ) و مسعودى در مروج الذهب و ياقوت در ارشاد الاديب ( 1 : 229 و 2 : 277 ) از اين تاريخ ياد كرده‌اند . در آن گذشته از تاريخ فلسفه از چگونگى الفباى يونانى و رسيدن دفترهاى فلسفى به دربار شاپور و ساختن عود ياد شده است . ( ديباچهء